پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲۶

در نظر نقش خیال تو نگارم دایم

غیر از این کار دگر کار ندارم دایم

از ازل تا به ابد عشق تو در جان من است

روز و شب سرخوشم و عاشق زارم دایم

جان فدا کردم و سر در قدمت می بازم

به سر تو که ز دستت نگذارم دایم

همدم جامم و با ساقی سرمست حریف

کس نداند که من اینجا به چه کارم دایم

بر سر کوی تو ثابت قدمم تا باشم

لاجرم عمر گرامی به سر آرم دایم

گر پریشان بود این گفتهٔ من می شاید

زانکه سودا زدهٔ زلف نگارم دایم

در خرابات مغان سید سرمستانم

فارغ از عالم و ایمن ز خمارم دایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۲۸اسم او گنج است و عالم چون طلسم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲۹ای نفس شوخ چشم مرو در قفای نان
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳۰دل که باشد گر نباشد بندهٔ فرمان من
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳۱راحت جانم توئی ای جان و ای جانان من
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳۲جانم فدای جان تو ای جان و ای جانان من
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۳۳ای به نور روی تو روشن دو چشم جان من
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۳۴رحمتی کن بر دل و بر جان من
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۳۵صدهزار آئینه دارد یار من
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.