پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱۰

ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیم

از وجود حق مطلق ما اناالحق می زنیم

ماه گردون را به تیغ معجز انگشت عشق

همچو جد خویشتن بی خویشتن شق می زنیم

ما و حق گفتن معاذ الله چو ما بی ما شدیم

از حق ای یاران قفا بر فرق احمق می زنیم

چون کلام اوست هر قولی که می گویند خلق

لاحرم صدیق وار از صدق صدّق می زنیم

شیشهٔ تقوی دگر بر سنگ قلاشی زدیم

در خرابات مغان جام مروق می زنیم

نعمت الله از وجود خود چو فانی شد بگفت

ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱۲عاشقانه عشقبازی می کنیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱۳نور چشمست او به او بینیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱۴هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ما ازین خلوت میخانه به جائی نرویم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱۶ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ما گدایان حضرت شاهیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱۸ما گوهر بحر لایزالیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱۹فارغیم از ملک عالم فارغیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.