پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱۴

هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیم

اما به روح پاک ز ابنای خاتمیم

هستیم بی نیاز و فقیریم از همه

این از کمال ماست که محتاج عالمیم

جام جهان نما که به ما نور خود نمود

گفتا ببین که آینهٔ اسم اعظمیم

ما را وجود داد و به خود هم ظهور کرد

پیوسته ایم بر هم و پیوسته با همیم

با جام می مدام چو رندان باده نوش

لب بر لبش نهاده و مستانه همدمیم

هر چند افصحیم در اوصاف او ولی

در کنه ذات عاجز و حیران و اَبکمیم

ما بنده ایم و سید ما نعمت الله است

نزد خدا و خلق از آن رو مکرمیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱۶ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ما گدایان حضرت شاهیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱۸ما گوهر بحر لایزالیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۱۹فارغیم از ملک عالم فارغیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲۰ما عاشق چشم مست عشقیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲۱هر دمی نقش خیالی می نگارد نور چشم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۲۲هر زمان حسنی به هر دم می نماید نور چشم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۲۳در خرابات مغان دارم مقام
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.