پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۸

نو فروشان کهنه پوشانیم

کهنه پوشان نوفروشانیم

مبتلای بلای خماریم

دردمندیم و درد نوشانیم

خویش بیچارگان بی خویشیم

یار خسته دلان خویشانیم

ایمنیم از وصال و از هجران

فارغ از جمع و از پریشانیم

گر گدائی درآید از درما

همچو شاهش به تخت بنشانیم

خلعت عشق اوست در بر ما

هرکه خواهیم ما بپوشانیم

نعمت الله آتشی افروخت

دیگ سودای عشق جوشانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱۰ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱۲عاشقانه عشقبازی می کنیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۱۳نور چشمست او به او بینیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱۴هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ما ازین خلوت میخانه به جائی نرویم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱۶ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱۷ما گدایان حضرت شاهیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.