پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۳

ما مرشد عشاق خرابات جهانیم

ساقی سراپردهٔ میخانهٔ جانیم

تو از همدانی ولیکن همه دان نه

از ما شنو ای دوست که سر همه دانیم

تو عالم یک حرفی ما عالم عالم

تو میر صدی باشی و ما شاه جهانیم

هر کس به جمال و رخ خوبی نگرانند

در آینهٔ خویش به خود ما نگرانیم

از ما به همه عمر یکی مور نرنجید

تا بود بر این بوده و تا هست برآنیم

هر یار که بینیم که او قابل عشقست

حسنی بنمائیم و دلش را بستانیم

رندان سراپردهٔ ما عاشق و مستند

ما سید رندان سراپرده از آنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰۵ظاهراً جسم و باطناً جانیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ما ساقی سرمست خرابات جهانیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰۷از ما کناره کردی ما با تو درمیانیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰۸نو فروشان کهنه پوشانیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰۹لذت رند مست ما دانیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱۰ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱۲عاشقانه عشقبازی می کنیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.