پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۴

مستیم و خرابیم و گرفتار فلانیم

سر حلقهٔ رندان خرابات جهانیم

ایمان به جز از کفر سر زلف نداریم

جز معرفت عشق دگر علم ندانیم

ما پیر خرابات جهانیم و لیکن

در عاشقی و باده خوری رند خرابیم

گو خلق بدانند که ما عاشق و مستیم

گو فاش بگویند که بر خود نگرانیم

ما نور قدیمیم که پیدا به حدوثیم

ما گنج وجودیم که از دیده نهانیم

بی عقل توانیم که عمری به سر آریم

بی جام می عشق زمانی نتوانیم

سید ز سر ذوق سخن گوید و خواند

هر قول که از ذوق بگویند بخوانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ما ساقی سرمست خرابات جهانیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰۷از ما کناره کردی ما با تو درمیانیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰۸نو فروشان کهنه پوشانیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰۹لذت رند مست ما دانیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱۰ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱۲عاشقانه عشقبازی می کنیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱۳نور چشمست او به او بینیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.