پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۶

ما ساقی سرمست خرابات جهانیم

سلطان سراپردهٔ میخانهٔ جانیم

ما آب حیاتیم که از جوی وجودیم

ما گوهر روحیم که در جسم روانیم

جامیم و شرابیم به معنی و به صورت

گنجیم و طلسمیم و هویدا و نهانیم

این حرفه که معشوق خود و عاشق خویشیم

هر چیز که ما طالب آنیم همانیم

گرچه نگرانند به ما خلق جهانی

در آینهٔ خویش به خود ما نگرانیم

بی زهد توانیم که عمری به سر آریم

بی جام می عشق زمانی نتوانیم

آوازه درافتاد که ما مست خرابیم

والله به سر سید عالم که چنانیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰۸نو فروشان کهنه پوشانیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰۹لذت رند مست ما دانیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱۰ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱۲عاشقانه عشقبازی می کنیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱۳نور چشمست او به او بینیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱۴هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ما ازین خلوت میخانه به جائی نرویم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.