پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

۱,۵۶۴ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۶۱ خوش بیا با ما درین دریا نشین
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۶۲ بر در می فروش خوش بنشین
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶۳ کرمی کن بیا و خوش بنشین
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۶۴ چیست عالم سایه بان شمس دین
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۶۵ دیگران جانند و جانان شمس دین
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶۶ نور چشم مردمست از دیدهٔ عالم نهان
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۶۷ گر گدائی کنی تو از سلطان
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۶۸ من به او زنده توئی زنده به جان
  9. غزل شمارهٔ ۱۲۶۹ سین انسان گر برافتد از میان
  10. غزل شمارهٔ ۱۲۷۰ مست بودی مست رفتی از جهان
  11. غزل شمارهٔ ۱۲۷۱ اگر ذوق صفا داری طلب کن خدمت رندان
  12. غزل شمارهٔ ۱۲۷۲ حمد تو بینهایت و لطف تو بیکران
  13. غزل شمارهٔ ۱۲۷۳ چه خوش ذوقیست ذوق باده نوشان
  14. غزل شمارهٔ ۱۲۷۴ قدمی نه به خلوت یاران
  15. غزل شمارهٔ ۱۲۷۵ جام گیتی نمای ما انسان
  16. غزل شمارهٔ ۱۲۷۶ گاه تاریکست و گه روشن سرای این جهان
  17. غزل شمارهٔ ۱۲۷۷ جام می عشق تو نوشم به جان
  18. غزل شمارهٔ ۱۲۷۸ جام گیتی نما ز ما بستان
  19. غزل شمارهٔ ۱۲۷۹ مائیم و جام باده و جانان جاودان
  20. غزل شمارهٔ ۱۲۸۰ وقت سرمستی است مخموری بمان
  21. غزل شمارهٔ ۱۲۸۱ گر خدا خواهی جدا از خود مدان
  22. غزل شمارهٔ ۱۲۸۲ از ما مکن کنار که مائیم در میان
  23. غزل شمارهٔ ۱۲۸۳ دمی در چشم مست ما نظر کن
  24. غزل شمارهٔ ۱۲۸۴ بیا در چشم مست ما نظر کن
  25. غزل شمارهٔ ۱۲۸۵ عالم سر آبی و سرابیست نظر کن
  26. غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ ای دل ز جهان ، جهان گذر کن
  27. غزل شمارهٔ ۱۲۸۷ در چشم پر آب ما نظر کن
  28. غزل شمارهٔ ۱۲۸۸ ای دل به درخانهٔ جانانه گذر کن
  29. غزل شمارهٔ ۱۲۸۹ خانهٔ دل ز غیر خالی کن
  30. غزل شمارهٔ ۱۲۹۰ بشنو ای یار و اضطراب مکن
  31. غزل شمارهٔ ۱۲۹۱ دور شو ای عقل نادانی مکن
  32. غزل شمارهٔ ۱۲۹۲ در صحبت ما همه صفاین
  33. غزل شمارهٔ ۱۲۹۳ دردمندیم و از دوا ایمن
  34. غزل شمارهٔ ۱۲۹۴ حال من از آن نرگس مستانه طلب کن
  35. غزل شمارهٔ ۱۲۹۵ عاشقانه بشنو و خوش پند ما را گوش کن
  36. غزل شمارهٔ ۱۲۹۶ ما آشنای خویشیم بیگانگی رها کن
  37. غزل شمارهٔ ۱۲۹۷ فرصت غنیمتست غنیمت رها مکن
  38. غزل شمارهٔ ۱۲۹۸ با همه این سخن توان گفتن
  39. غزل شمارهٔ ۱۲۹۹ خادم او را سزد اقلیم شاهی یافتن
  40. غزل شمارهٔ ۱۳۰۰ من عین تو و تو عین وین عینین
  41. غزل شمارهٔ ۱۳۰۱ گر خبری داری از آن و از این
  42. غزل شمارهٔ ۱۳۰۲ زهی چشمی که می بینیم دایم این لقای تو
  43. غزل شمارهٔ ۱۳۰۳ بیا ای راحت جانم که جان من فدای تو
  44. غزل شمارهٔ ۱۳۰۴ ای تاج فرق شاه فلک خاک پای تو
  45. غزل شمارهٔ ۱۳۰۵ شاهان جهان باشند از جان چو گدای تو
  46. غزل شمارهٔ ۱۳۰۶ بیا ساقی بده جامی که جان من فدای تو
  47. غزل شمارهٔ ۱۳۰۷ تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو
  48. غزل شمارهٔ ۱۳۰۸ ای منور دیدهٔ مردم به نور روی تو
  49. غزل شمارهٔ ۱۳۰۹ ز سودای سر زلفت پریشانم به جان تو
  50. غزل شمارهٔ ۱۳۱۰ در دیده توئی و دیده ام تو
  51. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱ دل ز جان برگیر و جانان را بجو
  52. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲ جان فدا کن وصل جانان را بجو
  53. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳ جو چه می خواهی بیا دریا بجو
  54. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴ خوش در آ در بحر ما ما را بجو
  55. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵ تشنهٔ آب حیات از ما بجو
  56. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶ خوش در آ در بحر ما ما را بجو
  57. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷ خوش درآ در بحر ما ما را بجو
  58. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸ بگذر از قطره برو دریا بجو
  59. غزل شمارهٔ ۱۳۱۹ نقد گنج کنج دل از ما بجو
  60. غزل شمارهٔ ۱۳۲۰ در خرابات مغان ما را بجو

متن اشعار به نقل از گنجور.