پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۷

تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو

کنم جان عزیز خود فدای که فدای تو

نوائی از تو می خواهم اگر انعام فرمائی

چه خوش باشد اگر یابد نوائی بینوای تو

دلم خلوتسرای تست غیری درنمی گنجد

ندارم در همه عالم کسی دیگر به جای تو

گذشتم از خودی بی شک برای دولت وصلت

به صدق دل شدم دائم برای تو برای تو

اگر چه زاهد رعنا بهشت جاودان جوید

بهشت جاودان من در خلوتسرای تو

هوای تست عمر من همیشه از خدا خواهم

چه خوش عمری که من دارم که هستم در هوای تو

مشو بیگانه از سید که سید رند سرمست است

به جای خویش می دارش که باشد آشنای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۰۹ز سودای سر زلفت پریشانم به جان تو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۰در دیده توئی و دیده ام تو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱دل ز جان برگیر و جانان را بجو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲جان فدا کن وصل جانان را بجو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳جو چه می خواهی بیا دریا بجو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴خوش در آ در بحر ما ما را بجو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵تشنهٔ آب حیات از ما بجو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶خوش در آ در بحر ما ما را بجو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.