پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۱

دل ز جان برگیر و جانان را بجو

کفر را بگذار و ایمان را بجو

سایه بگذار آفتابی را طلب

این مجو ای یار ما آن را بجو

آبروئی جو در این دریای ما

جو چه می جوئی تو عمان را بجو

گنج او درکنج ویران دل است

گنج خواهی کنج ویران را بجو

مجمع اهل دلان گر بایدت

مو به مو زلف پریشان را بجو

گر حضور صحبتی جوئی چو ما

زاهدان بگذار و رندان را بجو

نعمت الله را بجو گر عاشقی

جام می بستان و مستان را بجو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳جو چه می خواهی بیا دریا بجو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴خوش در آ در بحر ما ما را بجو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵تشنهٔ آب حیات از ما بجو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶خوش در آ در بحر ما ما را بجو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷خوش درآ در بحر ما ما را بجو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸بگذر از قطره برو دریا بجو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۹نقد گنج کنج دل از ما بجو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۲۰در خرابات مغان ما را بجو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.