پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۲

جان فدا کن وصل جانان را بجو

دُرد دردش نوش درمان را بجو

عشق زلفش سر به سودا می کشد

مجمع زلف پریشان را بجو

بگذر از صورت چو ما معنی طلب

کفر را بگذار و ایمان را بجو

گنج او در کنج دل گر یافتی

گنج را بگذار و سلطان را بجو

ذوق از مخمور نتوان یافتن

ذوق خواهی خیز و مستان را بجو

گوهر این بحر ما گر بایدت

همچو غواصان تو عمان را بجو

همت عالی نخواهد غیر آن

گر تو عالی همتی آن را بجو

در خرابات مغان ما را طلب

می بنوش و راحت جان را بجو

نعمت الله جو که تا یابی امان

ساقی سرمست رندان را بجو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴خوش در آ در بحر ما ما را بجو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵تشنهٔ آب حیات از ما بجو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶خوش در آ در بحر ما ما را بجو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷خوش درآ در بحر ما ما را بجو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸بگذر از قطره برو دریا بجو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۹نقد گنج کنج دل از ما بجو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲۰در خرابات مغان ما را بجو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۲۱معنی اسم اعظم از ما جو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.