پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۹

ز سودای سر زلفت پریشانم به جان تو

محبان تو بسیارند از ایشانم به جان تو

اگر لطفت کند رحمت مرا از خاک بردارد

نثار و پیشکش جان را بر افشانم به جان تو

به هر حالی که می باشم نباشم بی خیال تو

وگر بی تو دمی بودم پشیمانم به جان تو

دلم خلوتسرای تست غیری در نمی گنجد

کجا گنجد چو غیر تو نمی دانم به جان تو

به کفر زلف تو ایمان من آوردم به جان و دل

سر موئی نمی گردم مسلمانم به جان تو

اگر بلبل ثنای گل دو روزی در چمن گوید

منم مداح تو کز جان ثنا خوانم به جان تو

اگر رند خوشی جوئی به میخانه گذاری کن

حریف نعمت الله شو که من آنم به جان تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱دل ز جان برگیر و جانان را بجو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲جان فدا کن وصل جانان را بجو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳جو چه می خواهی بیا دریا بجو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴خوش در آ در بحر ما ما را بجو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵تشنهٔ آب حیات از ما بجو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶خوش در آ در بحر ما ما را بجو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷خوش درآ در بحر ما ما را بجو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸بگذر از قطره برو دریا بجو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.