پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۸

ای منور دیدهٔ مردم به نور روی تو

عالمی آشفته چون باد صبا از بوی تو

عقل می خواهد که گردد گرد کوی تو ولی

گرد اگر گردد نگردد هیچ گرد کوی تو

هر چه می بینم بود در چشم من آئینه ای

می نماید در نظر نقش خیال روی تو

گر به کعبه می روم یا می روم در میکده

واقفی بر حال من باشم به جستجوی تو

ما در این دریا به هر سوئی که کشتی می رود

می رویم و رفتن ما نیست الا سوی تو

قیمت یک موی تو دنیی و عقبی کی دهد

کی ستانم کی دهد یک تارئی از موی تو

زاهد مخمور باشد روز و شب در گفتگو

سید سرمست ما دائم به گفتگوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۰در دیده توئی و دیده ام تو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱دل ز جان برگیر و جانان را بجو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲جان فدا کن وصل جانان را بجو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳جو چه می خواهی بیا دریا بجو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴خوش در آ در بحر ما ما را بجو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵تشنهٔ آب حیات از ما بجو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶خوش در آ در بحر ما ما را بجو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷خوش درآ در بحر ما ما را بجو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.