پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۱

گر خبری داری از آن و از این

چشم گشا بوالعجبی را ببین

نیم تنی ملک جهان را گرفت

گشت فقیری شه روی زمین

پای نه و چرخ به زیر قدم

دست نه و ملک به زیر نگین

ملک خدا می‌دهد اینجا که راست

زهره که گوید که چنان یا چنین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۰۳بیا ای راحت جانم که جان من فدای تو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۰۴ای تاج فرق شاه فلک خاک پای تو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۰۵شاهان جهان باشند از جان چو گدای تو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۰۶بیا ساقی بده جامی که جان من فدای تو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۰۷تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۰۸ای منور دیدهٔ مردم به نور روی تو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۰۹ز سودای سر زلفت پریشانم به جان تو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۰در دیده توئی و دیده ام تو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.