پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۵

شاهان جهان باشند از جان چو گدای تو

محبوب تر از جانی صد جان به فدای تو

رندان ز تو می جویند زهاد ز تو حلوا

هر کس به هوای خود مائیم و هوای تو

دل خلوت خاص تست ، بنشین تو به جای خود

والله که نخواهم داشت غیر تو به جای تو

گر دست مرا گیری من دامن تو گیرم

پائی ز تو گر یابم آیم به سرای تو

گویند که این و آن باشند برای ما

نی نی که غلط کردند هستند برای تو

جز نقش خیال تو در چشم نمی آید

هر نور که می یابم بینم به لقای تو

در دار فنا سید از عشق تو گر جان داد

جانش ز خدا جوید پیوسته بقای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۰۷تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۰۸ای منور دیدهٔ مردم به نور روی تو
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۰۹ز سودای سر زلفت پریشانم به جان تو
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۰در دیده توئی و دیده ام تو
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱دل ز جان برگیر و جانان را بجو
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲جان فدا کن وصل جانان را بجو
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳جو چه می خواهی بیا دریا بجو
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴خوش در آ در بحر ما ما را بجو
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.