پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

۱,۵۶۴ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۱ گر یکی در هزار خواهد بود
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۲ خواجه آنجا فقیر خواهد بود
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۳ جان مجنون فدای لیلی بود
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۴ آفتاب مه نقابی رو نمود
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۵ این سعادت بین که ما را رو نمود
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۶ خوش خیالی به خواب رو بنمود
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۷ پادشه حکم ما روان بنمود
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۸ صبحدم آفتاب رو بنمود
  9. غزل شمارهٔ ۶۶۹ بیا که مجلس عشق است و طالع مسعود
  10. غزل شمارهٔ ۶۷۰ هر کجا صاحبجمالی رو نمود
  11. غزل شمارهٔ ۶۷۱ جیب شب آفتاب چون بگشود
  12. غزل شمارهٔ ۶۷۲ نور روی او به چشم ما نمود
  13. غزل شمارهٔ ۶۷۳ روی خود را به نور دل بنمود
  14. غزل شمارهٔ ۶۷۴ آفتاب از رخ نقاب مه گشود
  15. غزل شمارهٔ ۶۷۵ یک نفس یعقوب بی یوسف نبود
  16. غزل شمارهٔ ۶۷۶ عالم از جود او بود موجود
  17. غزل شمارهٔ ۶۷۷ به سر عاشقان که عین وجود
  18. غزل شمارهٔ ۶۷۸ هر کسی را عنایتی فرمود
  19. غزل شمارهٔ ۶۷۹ لطف ساقی بسی کرم فرمود
  20. غزل شمارهٔ ۶۸۰ لطف ساقی بسی کرم فرمود
  21. غزل شمارهٔ ۶۸۱ ساقی ما به ما کرم فرمود
  22. غزل شمارهٔ ۶۸۲ هستی ما همه بود به وجود
  23. غزل شمارهٔ ۶۸۳ مائیم ایاز و یار محمود
  24. غزل شمارهٔ ۶۸۴ هرچه امکان لطف و رحمت بود
  25. غزل شمارهٔ ۶۸۵ قادر پر کمال کن فیکون
  26. غزل شمارهٔ ۶۸۶ در همه آینه جمال نمود
  27. غزل شمارهٔ ۶۸۷ در مرتبه ای ساجد در مرتبه ای مسجود
  28. غزل شمارهٔ ۶۸۸ نگار مست من هر دم ز نو بزمی بیاراید
  29. غزل شمارهٔ ۶۸۹ بر بسته نقاب ، دل رباید
  30. غزل شمارهٔ ۶۹۰ عقل هر دم که در سرود آید
  31. غزل شمارهٔ ۶۹۱ خواب در چشم خوش نمی آید
  32. غزل شمارهٔ ۶۹۲ عقل ناقص به کار می ناید
  33. غزل شمارهٔ ۶۹۳ خیال او به هر نقشی برآید
  34. غزل شمارهٔ ۶۹۴ ساقی رخ اگر به ما نماید
  35. غزل شمارهٔ ۶۹۵ عقل چندان که خود بیاراید
  36. غزل شمارهٔ ۶۹۶ گر در طلب اوئی ناگه به برت آید
  37. غزل شمارهٔ ۶۹۷ چشمت به تو نور خوش نماید
  38. غزل شمارهٔ ۶۹۸ نقشی است خیالش که به هر دست بر آید
  39. غزل شمارهٔ ۶۹۹ با رخ او قمر چه کار آید
  40. غزل شمارهٔ ۷۰۰ خوش درددلی دارم درمان به چه کار آید
  41. غزل شمارهٔ ۷۰۱ نوش کن می که روحت افزاید
  42. غزل شمارهٔ ۷۰۲ ذاتش به صفات می نماید
  43. غزل شمارهٔ ۷۰۳ ذاتش به صفات می نماید
  44. غزل شمارهٔ ۷۰۴ گهی عکس رخش جان می‌نماید
  45. غزل شمارهٔ ۷۰۵ خیال غیر خوابی می نماید
  46. غزل شمارهٔ ۷۰۶ جسمی دارم که جان نماید
  47. غزل شمارهٔ ۷۰۷ نوری که خدا به ما نماید
  48. غزل شمارهٔ ۷۰۸ مرا هر دم خیالی رو نماید
  49. غزل شمارهٔ ۷۰۹ عالم چو مثالی است که در آب نماید
  50. غزل شمارهٔ ۷۱۰ هر که او عین ما به ما جوید
  51. غزل شمارهٔ ۷۱۱ عاشق آن است که معشوق به جان می جوید
  52. غزل شمارهٔ ۷۱۲ این و آن بود جمله آن گردید
  53. غزل شمارهٔ ۷۱۳ این چنین رندی که من دیدم که دید
  54. غزل شمارهٔ ۷۱۴ عین او در عین اعیان شد پدید
  55. غزل شمارهٔ ۷۱۵ سالها در طلبت دیده به هر سو گردید
  56. غزل شمارهٔ ۷۱۶ از کرم جان عزیزم بر جانانه برید
  57. غزل شمارهٔ ۷۱۷ رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
  58. غزل شمارهٔ ۷۱۸ زاهد به سراپردهٔ رندان مگذارید
  59. غزل شمارهٔ ۷۱۹ کفر سر زلف بت عیار ببینید
  60. غزل شمارهٔ ۷۲۰ در دور قمر نقطهٔ خورشید ببینید

متن اشعار به نقل از گنجور.