پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۸

صبحدم آفتاب رو بنمود

زهره و مشتری چه خواهد بود

خانه تاریک بود روشن شد

نور چشمی به ما عطا فرمود

آفتابی درآمد از در ما

در دولت به روی ما بگشود

جام گیتی نما به ما بخشید

در چنین آن چنان به ما بنمود

آتش عشق عود جانم سوخت

عود آتش شد و نماندش دود

دامن خود بگیر ای عارف

تا بیابی ز خویشتن مقصود

بزم عشق است و سیدم سرمست

هرکه آمد به مجلسش آسود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۰هر کجا صاحبجمالی رو نمود
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۱جیب شب آفتاب چون بگشود
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۲نور روی او به چشم ما نمود
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۳روی خود را به نور دل بنمود
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۴آفتاب از رخ نقاب مه گشود
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۵یک نفس یعقوب بی یوسف نبود
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۶عالم از جود او بود موجود
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۷به سر عاشقان که عین وجود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.