پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۷

به سر عاشقان که عین وجود

در دو عالم جز او نبود وجود

آن یکی در دو کون پیدا شد

این دوئی زان سبب نمود وجود

آینه چون وجود از آن رو یافت

لاجرم روی او در او بنمود

سایه بی آفتاب کی باشد

خلق بی حق کجا بود موجود

نشنیدم ندیده ام هرگز

دل بی درد و آتش بی دود

بلبل مست گلشن عشقم

جانم از ناله یک دمی نغنود

ظاهرم جام و باطنم باده

اولم خیر و عاقبت محمود

توبه از می چرا کنم نکنم

پیر من این سخن کجا فرمود

نعمت الله و زاهدی حاشا

این حکایت که گفت یا که شنود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۹لطف ساقی بسی کرم فرمود
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۰لطف ساقی بسی کرم فرمود
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۱ساقی ما به ما کرم فرمود
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۲هستی ما همه بود به وجود
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۳مائیم ایاز و یار محمود
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۴هرچه امکان لطف و رحمت بود
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۵قادر پر کمال کن فیکون
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۶در همه آینه جمال نمود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.