پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۴

هرچه امکان لطف و رحمت بود

حضرت او به ما عطا فرمود

هر کسی را قراضه ای بخشید

در گنجینه را به ما بگشود

گل تبسم کنان به باغ آمد

چون ترنم ز بلبلان بشنود

عقل دود است و عشق آتش آن

خوش بود آتش ار بود بی دود

آتش عشق ، عود جانم سوخت

به ازین کس نسوخت هرگز عود

هرچه بودست و هر چه خواهد بود

همه از جود او بود موجود

هر که آمد به مجلس سید

جان او همچو جان ما آسود

فیض فیاض از خزانهٔ جود

داد ما را به لطف خویش وجود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۶در همه آینه جمال نمود
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۷در مرتبه ای ساجد در مرتبه ای مسجود
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۸نگار مست من هر دم ز نو بزمی بیاراید
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۹بر بسته نقاب ، دل رباید
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۰عقل هر دم که در سرود آید
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۱خواب در چشم خوش نمی آید
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۲عقل ناقص به کار می ناید
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۳خیال او به هر نقشی برآید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.