پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۱

خواب در چشم خوش نمی آید

گر خیالش به خواب بنماید

چشم دارم که لطف او به کرم

نظری هم به بنده فرماید

خلوت خاص اوست خانهٔ دل

در سرا غیر او نمی شاید

در میخانه او به ما بگشود

این چنین در ، جز او که بگشاید

عشق مست است و عقل مخمورست

به لب خشک باده پیماید

هر که با جام می شود همدم

یک دم از عمر خود بیاساید

بندهٔ سیدم که از کرمش

نعمت الله به خلق بخشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۳خیال او به هر نقشی برآید
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۴ساقی رخ اگر به ما نماید
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۵عقل چندان که خود بیاراید
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۶گر در طلب اوئی ناگه به برت آید
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۷چشمت به تو نور خوش نماید
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۸نقشی است خیالش که به هر دست بر آید
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۹با رخ او قمر چه کار آید
  8. غزل شمارهٔ ۷۰۰خوش درددلی دارم درمان به چه کار آید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.