پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۷

چشمت به تو نور خوش نماید

گوش تو در سخن گشاید

در گلشن ما زبان بلبل

هر لحظه تو را همی سراید

دست تو بیان کند یدالله

گر زانکه یدش به دستت آید

پائی که به قدرتش بپایست

بی قدرت او به پا نپاید

بی جود وجود سید ما

خود بود وجود ما نشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۹با رخ او قمر چه کار آید
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۰خوش درددلی دارم درمان به چه کار آید
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۱نوش کن می که روحت افزاید
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۲ذاتش به صفات می نماید
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۳ذاتش به صفات می نماید
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۴گهی عکس رخش جان می‌نماید
  7. غزل شمارهٔ ۷۰۵خیال غیر خوابی می نماید
  8. غزل شمارهٔ ۷۰۶جسمی دارم که جان نماید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.