پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۴

گهی عکس رخش جان می‌نماید

گهی زلفش پریشان می‌نماید

چو سنبل می‌کند بر گل مشوش

سواد کفرش ایمان می‌نماید

چه زخم است اینکه مرهم ساز جانست

چه درد است اینکه درمان می‌نماید

چه جام است اینکه می‌ریزد از او می

چه جان است اینکه جانان می‌نماید

دلی دارم چو آیینه ز عشقش

همه آیینه این آن می‌نماید

جمال عشق بین و حسن معنی

که چون در صورت جان می‌نماید

نظر کن چشم سید تا ببینی

که پیدا سر پنهان می‌نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۶جسمی دارم که جان نماید
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۷نوری که خدا به ما نماید
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۸مرا هر دم خیالی رو نماید
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۹عالم چو مثالی است که در آب نماید
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۰هر که او عین ما به ما جوید
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۱عاشق آن است که معشوق به جان می جوید
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۲این و آن بود جمله آن گردید
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۳این چنین رندی که من دیدم که دید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.