پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۹

عالم چو مثالی است که در آب نماید

یا نقش خیالی است که در خواب نماید

یا ظل وجودی است که موجود به جود است

همسایه در این سایه به اصحاب نماید

هر ذره ز خورشید جمالش که نموده

نوری است که در صورت مهتاب نماید

خوش جام حبابی است که پر آب حیاتست

از غایت لطف است که آن آب نماید

یک نقطهٔ اصلی است کتبخانه و فرعش

حرفی است که صد فصل ز هر باب نماید

ذات است و صفات است که محبوب و محبند

این هر دو محبانه به احباب نماید

در آینهٔ روشن سید نظری کن

تا نور ظهورش به تو از باب نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۱عاشق آن است که معشوق به جان می جوید
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۲این و آن بود جمله آن گردید
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۳این چنین رندی که من دیدم که دید
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۴عین او در عین اعیان شد پدید
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۵سالها در طلبت دیده به هر سو گردید
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۶از کرم جان عزیزم بر جانانه برید
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۷رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۸زاهد به سراپردهٔ رندان مگذارید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.