پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۶

از کرم جان عزیزم بر جانانه برید

دست گیرید و مرا مست به میخانه برید

دل چو شمع است که در مجلس جان می سوزد

خبر سوختگان را بر پروانه برید

آشنایان همه جمعند و حریفان سرمست

حیف باشد که چنین مژده به بیگانه برید

گنج عشقست که در کنج دل ویرانست

نقد گنجنیهٔ ما از دل ویرانه برید

عاقل آنست که دیوانهٔ عشق است چو ما

سخن عاقل دیوانه به دیوانه برید

دل مردان خدا هر که برد خوش باشد

گو بیائید و برید آن دل و مردانه برید

گوشهٔ خلوت میخانه مقامی امن است

نعمت الله بگیرید و به آن خانه برید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۸زاهد به سراپردهٔ رندان مگذارید
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۹کفر سر زلف بت عیار ببینید
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۰در دور قمر نقطهٔ خورشید ببینید
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۱آفتاب چرخ معنی بایزید
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۲ترک می و میخانه به یک بار مگوئید
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۳در سراپردهٔ دل خانه خدا را طلبید
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۴زاهد دگر از خلوت تقوی به درافتاد
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۵آتشی در نهاد جان افتاد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.