پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۴

زاهد دگر از خلوت تقوی به درافتاد

عقل آمد و با عشق درافتاد ور افتاد

ما سر به در خانهٔ خمار نهادیم

پا بر سر ما هر که نهاد او به سر افتاد

مه روشنئی یافت که شد بدر تمامی

نوری مگر از مهر رخت بر قمر افتاد

افتاد در این کوی خرابات بسی دل

المنة لله که بار دگر افتاد

برخواستن از رهگذر او نتواند

هر عاشق مستی که در آن رهگذر افتاد

در خواب به جز نقش خیالش نتوان دید

ور زانکه کسی دید مرا از نظر افتاد

صد بار درین کوی خرابات فتادم

عیبم مکن ار زان که گذارم دگر افتاد

هر دیده که او نقش خیال دگری دید

گر مردم چشم است که او از بصر افتاد

رندی که به میخانهٔ سید گذری کرد

تا یافت خبر مست شد و بی خبر افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۶هر که بر خاک راه او افتاد
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۷دل به دست زلف دلبر اوفتاد
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۸آب چشم ما به روی ما فتاد
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۹هرکه در دریای بی پایان فتاد
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۰ساقی جامی به این و آن داد
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۱دردی است در این دل که به درمان نتوان داد
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۲هر که او در عشق جانان جان نداد
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۳جام جم می خورم که نوشم باد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.