پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۰

ساقی جامی به این و آن داد

خمخانه به دست عاشقان داد

در جام جهان نما نظر کرد

تمثال جمال خود به آن داد

راهی که نشان آن نه پیداست

عشقش پنهان به ما نشان داد

با دل گفتند جان فدا کن

از غایت ذوق جان روان داد

هر داد که خواستیم از وی

عدلش دادی به ما چنان داد

در کتم عدم وجود بخشید

چیزی به از این نمی توان داد

لطفش به کرم عنایتی کرد

سید خود را به بندگان داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۲هر که او در عشق جانان جان نداد
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۳جام جم می خورم که نوشم باد
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۴می محبت او نوش کن که نوشت باد
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۵ورد صاحبنظران فاتحهٔ روی تو باد
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۶عشق او با جان و دل پیوسته باد
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۷حضرت سلطان ما پاینده باد
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۸یا رب ز غم هجران رستیم مبارک باد
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۹عاشقی کو سر به پای ما نهاد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.