پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۶

عشق او با جان و دل پیوسته باد

دولت عشقش مرا پیوسته باد

عقل اگر منعم کند از عشق او

خاطرش چون خاطر من خسته باد

همدم من باد جام می مدام

با لب ساقی لبم پیوسته باد

خلوت عشقست و رندان در حضور

در به غیر عاشقان بر بسته باد

ساقی سرمست بشکست توبه ام

پشت توبه دائما بشکسته باد

مرغ جان من ز دام عقل رست

هر که در دام است یا رب رسته باد

در خرابات مغان بنشسته ام

سیدم دائم چنین بنشسته باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۸یا رب ز غم هجران رستیم مبارک باد
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۹عاشقی کو سر به پای ما نهاد
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۰آب چشم ما به هر سو رو نهاد
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۱ترک سرمستم دگر باره کلاه کج نهاد
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۲اهل نظران دیده به روی تو گشایند
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۳هر در که به روی ما گشایند
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۴عارفانی که ما به ما جویند
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۵ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.