پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۹

عاشقی کو سر به پای ما نهاد

روی خود در جنت المأوا نهاد

از سر دنیی و عقبی درگذشت

هر که پا با ما درین دریا نهاد

بر در میخانه هر کو بار یافت

سروری گردید و سر آنجا نهاد

کار ما چون از بلا بالا گرفت

مسند والای ما بالا نهاد

پانهد بر فرق عالم هر که سر

بر در یکتای بی همتا نهاد

رو به مه بنمود نور آفتاب

روشنی در دیدهٔ بینا نهاد

نعمت الله را به ما انعام کرد

خوان انعامش برای ما نهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۱ترک سرمستم دگر باره کلاه کج نهاد
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۲اهل نظران دیده به روی تو گشایند
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۳هر در که به روی ما گشایند
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۴عارفانی که ما به ما جویند
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۵ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۶رندان همه مستند و می از جام ندانند
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۷دست چپ را یسار می خوانند
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۸سیدم روح اعظمش خوانند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.