پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۶

رندان همه مستند و می از جام ندانند

بی نام و نشانند از این نام نشانند

در صومعه گر زاهد رعناست مجاور

رندان به سراپردهٔ میخانه روانند

خوش آینه دارند در آن آینه روشن

بینند جمال خود و بر خود نگرانند

اسماء الهی است که ظاهر شده بر خلق

یک چند چنین بوده و یک چند چنانند

عشاق برآنند که معشوق بر آنست

ما نیز بر آنیم که عشاق برآنند

این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوق است

بی ذوق نخواهیم که یک بیت بخوانند

از غافل مخمور مجو مستی سید

کز ذوق می و مستی او بی خبرانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۸سیدم روح اعظمش خوانند
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۹مده به باد هوا جان خویشتن بر باد
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۰ساغر و می مدام در کارند
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۱آنها که نگار را نگارند
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۲عمر ما رفته بود باز آمد
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۳عمر ما رفته بود باز آمد
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۴واحد به صفات کثرت آمد
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۵خوش ماه تمامی است که از غیب برآمد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.