پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۱

آنها که نگار را نگارند

پیوسته نگار را نگارند

جانی یابند هر زمانی

هر دم جانی بدو سپارند

این طرفه که زاهدان مخمور

از مستی ما خبر ندارند

ای عقل برو که بزم عشقست

اینجا چه توئی کجا گذارند

هر لحظه ز غیب در شهادت

طرح دگری ز نو بر آرند

عالم دانی که در نظر چیست

نقشی که بر آب می نگارند

مستیم و حریف نعمت الله

بیچاره کسان که در خمارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵۳عمر ما رفته بود باز آمد
  2. غزل شمارهٔ ۷۵۴واحد به صفات کثرت آمد
  3. غزل شمارهٔ ۷۵۵خوش ماه تمامی است که از غیب برآمد
  4. غزل شمارهٔ ۷۵۶مستانه ساقی از در در آمد
  5. غزل شمارهٔ ۷۵۷ملک عشقش به غیر ما نرسد
  6. غزل شمارهٔ ۷۵۸دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسد
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۹دولت وصل تو به ما کی رسد
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۰هست هشیار و مست نشناسد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.