پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۰

هست هشیار و مست نشناسد

آستین را از دست نشناسد

از ازل و از ابد بود فارغ

او بلی از الست نشناسد

رند سرمست جام چون بشکست

او درست از شکست نشناسسد

بر در میفروش خوش بنشست

خاستن از نشست نشناسد

عاقل خود پرست مخمور است

عاشق می پرست نشناسد

آسمان و زمین کجا داند

چون که بالا و پست نشناسد

نعمت الله در همه عالم

غیر آن یک که هست نشناسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۲نعمت الله باز با ما وا رسید
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۳او را به خود نبینی او را به او توان دید
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۴جام می گر به دست ما برسد
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۵چشمی که چشمهٔ آب از چشم ما روان دید
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۶نوریست که آن نور به آن نور توان دید
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۷در دیدهٔ ما نور رخ یار توان دید
  7. غزل شمارهٔ ۷۶۸چشمم نورت در این و آن دید
  8. غزل شمارهٔ ۷۶۹چشمم نورت در این و آن دید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.