پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۶

نوریست که آن نور به آن نور توان دید

هر دیده که آن دید یقین دان که چنان دید

جام می عشق است که در دور روان است

در دور قمر هر که نظر کرد روان دید

در آینه بنمود جمال و چه جمالی

خود را چه به خود دید ، به خود خود نگران دید

چشمی که نظر از نظر اهل نظر یافت

در هر چه نظر کرد همین دید و همان دید

بی نام و نشان شو که نشان نقش خیالیست

این نیست نشانی که تو گوئی به نشان دید

گوئی که مرا هست تمنای وصالش

نقشی و خیالی است که درخواب توان دید

نوریست که سید به همه خلق نماید

یاری که نظر کرد به هر دیده عیان دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۸چشمم نورت در این و آن دید
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۹چشمم نورت در این و آن دید
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۰نقشش نه خیالی است که در خواب توان دید
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۱به چشم ما جهانی می توان دید
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۲در جهنم خراب می گردد
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۳چارپا در پی علف گردد
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۴دیده عمری به سر روان گردید
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۵گرد میخانهٔ دل به جان گردید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.