پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۵

گرد میخانهٔ دل به جان گردید

همچو رندان به جان روان گردید

گرچه مخمور بود مستی شد

این چنین بود آن چنان گردید

گرد کنج خراب گشت بسی

گنج پنهان بر او عیان گردید

تا نشانی ز بی نشان یابد

نام را ماند و بی نشان گردید

لطف معشوق ما کرم فرمود

مونس جان عاشقان گردید

قسم علم بدیع را خواندیم

آن معانی به ما عیان گردید

در مقامی که نعمت الله است

گرد آن در کجا توان گردید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۷جان و جانان هر دو باهم سرخوشند
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۸همه در بحر بیکران غرقند
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۹به علی رغم عدو باز زدم جامی چند
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۰کفر زلف او به ایمان کی دهند
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۱آنها که مقربان شاهند
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۲خلق دنیا مقلد قالند
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۳آتشی از عشق او در بزم ما افروختند
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۴بر هر دریکه رفتیم بر ما روان گشودند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.