پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۲

خلق دنیا مقلد قالند

اهل عقبی مقید حالند

ای خوشا وقت ما و آن یاران

که منزه ز قال و از حالند

دیگران گوشمال مال خورند

عاشقان گوشمال را مالند

عارفان مجرد مفرد

چون الف فرد و دال ابدالند

عاشقان بلبلان معشوقند

در گلستان عشق از آن نالند

سالکانی که پیر توحیدند

فارغ از ماه و هفته و سالند

روح محضند همچو سید ما

ظن مبر کاهل دل ز صلصالند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۴بر هر دریکه رفتیم بر ما روان گشودند
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۵عاشقان از بیش و کم آسوده اند
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۶آفتابی را به مه بنموده اند
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۷کشتگان از دم او زنده شدند
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۸در ازل بر ما در میخانه را بگشوده‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۹خاکساران که گو به پاکردند
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۰عاشقان اول ز جان باز آمدند
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۱آفتابی را هویدا کرده اند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.