پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸۷

کشتگان از دم او زنده شدند

همچو ما زندهٔ پاینده شدند

ز آفتاب نظر روشن او

ماه رویان همه تابنده شدند

بنده را بندهٔ او می خوانند

زان همه بندهٔ این بنده شدند

به هوای لب او غنچهٔ گل

لب گشاده همه در خنده شدند

بی خبر غیبت ما می کردند

آمدند منصف شرمنده شدند

کور چشمان که ندیدند او را

از نظر رانده و افکنده شدند

از دم سید عیسی دم ما

ترک و تاجیک بسی زنده شدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۹خاکساران که گو به پاکردند
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۰عاشقان اول ز جان باز آمدند
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۱آفتابی را هویدا کرده اند
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۲گنج پنهانی که پیدا کرده اند
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۳آب حیات ماست که می نام کرده اند
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۴غرّهٔ ماه مبارک بین که غرّا کرده‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۷۹۵مشکلات ما چو حل ، وا کرده اند
  8. غزل شمارهٔ ۷۹۶این خط نگر که بر رخ جانان کشیده اند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.