پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۵

مشکلات ما چو حل ، وا کرده اند

صحن ما را پر ز حلوا کرده اند

آفتابی بی غباری رو نمود

کی شود پنهان چو پیدا کرده اند

در همه آئینه رو بنموده اند

این نظر با چشم بینا کرده اند

جام می ما را عطا فرموده اند

دیگران گرچه تمنا کرده اند

مو به مو زلف بتان بگشوده اند

اهل دل را نیک شیدا کرده اند

دل به میخانه کشد جان نیز هم

گوئیا میلی به مأوا کرده اند

نعمت الله را چه زان بخشیده اند

بعد از آن با ما کرمها کرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۷عاشقان درش از درد دوا یافته اند
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۸آتش عشق همان دم که بر افروخته اند
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۹بحریان احوال دریا گفته اند
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۰مدام همدم جام شراب باشد رند
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۱تا نگوئی که خواجه مالش ماند
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۲سلطان که بود گدای سید
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۳خوش در میخانه را بگشاده اند
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۴خاک پاک ما به می بسرشته اند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.