پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۰

مدام همدم جام شراب باشد رند

همیشه عاشق و مست وخراب باشد رند

حجاب زاهد بیچاره عجب طاعت اوست

ولی به مذهب ما بی حساب باشد رند

چو رند جام می بی حساب می نوشد

به نزد عقل کجا بی حساب باشد رند

لبش بر آب حیات و نهاده بر لب ما

مگر چو جام حباب پر آب باشد رند

به هر طریق که یابد رفیق راه رود

نماندهٔ سر آب و سراب باشد رند

به هیچ چیز نباشد مقید آن مطلق

کجا مقید علم و کتاب باشد رند

طریق رندی سید ز نعمت الله جو

که بی خطا رود و در صواب باشد رند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۲سلطان که بود گدای سید
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۳خوش در میخانه را بگشاده اند
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۴خاک پاک ما به می بسرشته اند
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۵بیا ای جان و ای جانان سید
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۶گر یار غار خواهی مائیم یار سید
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۷بشنو ای عاشق سرمست هوا را بگذار
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۸اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذر
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۹عشق جان عاشقان است ای پسر
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.