پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۷

بشنو ای عاشق سرمست هوا را بگذار

رو به درگاه خدا آر و ریا را بگذار

دردمندانه بیا دُردی دردش در کش

ور تو را درد دلی نیست دوا را بگذار

گوشهٔ خلوت میخانه اگر می‌جوئی

عاشقانه به طلب هر دو سرا را بگذار

بر سر دار فنا نه قدمی مردانه

بلکه از من شنو و دار بقا را بگذار

فازغ از هر دو سرائیم خدا می‌داند

گر تو اینها طلبی صحبت ما را بگذار

کشتهٔ عشق حیات ابدی می‌یابد

گر مرا می‌کشد آن یار خدا را بگذار

بندهٔ سید ما از دو جهان آزاد است

چه کنی فقر و غنا فقر و غنا را بگذار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۹عشق جان عاشقان است ای پسر
  2. غزل شمارهٔ ۸۱۰نور چشم ما به چشم ما نگر
  3. غزل شمارهٔ ۸۱۱قطره و دریا به عین ما نگر
  4. غزل شمارهٔ ۸۱۲نور چشم با به چشم ما نگر
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۳قطره قطره جمع کن دریا نگر
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۴یک نظر در چشم مست ما نگر
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۵یک نظر در چشم مست ما نگر
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۶یک نظر در چشم مست ما نگر
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.