پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۹

بحریان احوال دریا گفته اند

برّیان این گفته را وا گفته اند

نکتهٔ بحر و حباب و موج و جو

با شما از گفتهٔ ما گفته اند

قصهٔ یوسف بسی گفتند لیک

همچو ما گفتند کی تا گفته اند

جلمهٔ رندان و سرمستان تمام

آمده اینجا و ما را گفته اند

گفته اند اسرار خود با یکدیگر

آنچه پنهان بود پیدا گفته اند

این سخنهای لطیف دل پذیر

از کلام حق تعالی گفته اند

عارفان اسرار سید خوانده اند

قول او یاران به هر جا گفته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۱تا نگوئی که خواجه مالش ماند
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۲سلطان که بود گدای سید
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۳خوش در میخانه را بگشاده اند
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۴خاک پاک ما به می بسرشته اند
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۵بیا ای جان و ای جانان سید
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۶گر یار غار خواهی مائیم یار سید
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۷بشنو ای عاشق سرمست هوا را بگذار
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۸اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذر
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.