پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۴

خاک پاک ما به می بسرشته اند

عنبر ما با گلاب آغشته اند

باز یاران بازیاری می کنند

بی تکلف تخم نیکی کشته اند

خلعت هر کس بود نوعی دگر

جامه ای پوشند کایشان رشته اند

آفرین بر همت صاحبدلان

زانکه جان و دل بجانان هشته اند

حکم سید مهر آلش کرده اند

از ولایت این نشان بنوشته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۶گر یار غار خواهی مائیم یار سید
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۷بشنو ای عاشق سرمست هوا را بگذار
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۸اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذر
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۹عشق جان عاشقان است ای پسر
  5. غزل شمارهٔ ۸۱۰نور چشم ما به چشم ما نگر
  6. غزل شمارهٔ ۸۱۱قطره و دریا به عین ما نگر
  7. غزل شمارهٔ ۸۱۲نور چشم با به چشم ما نگر
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۳قطره قطره جمع کن دریا نگر
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.