پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰۱

تا نگوئی که خواجه مالش ماند

مال پامال شد و بالش ماند

خواجه پیوسته در خیالی بود

عاقبت مرد و قیل و قالش ماند

حاصل خواجه قیل و قالی بود

نقش خواجه شد و خیالش ماند

رفت صاحبدلی از این عالم

اثری خوش از آن کمالش ماند

عاشقی کو ز عشق حالی داشت

گرچه عاشق نماند حالش ماند

کوزه ای گر شکست و آبش ریخت

عین سرچشمهٔ زلالش ماند

نعمت الله ز دیده پنهان شد

در نظر نور بی مثالش ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰۳خوش در میخانه را بگشاده اند
  2. غزل شمارهٔ ۸۰۴خاک پاک ما به می بسرشته اند
  3. غزل شمارهٔ ۸۰۵بیا ای جان و ای جانان سید
  4. غزل شمارهٔ ۸۰۶گر یار غار خواهی مائیم یار سید
  5. غزل شمارهٔ ۸۰۷بشنو ای عاشق سرمست هوا را بگذار
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۸اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذر
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۹عشق جان عاشقان است ای پسر
  8. غزل شمارهٔ ۸۱۰نور چشم ما به چشم ما نگر
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.