پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۳

آب حیات ماست که می نام کرده اند

روحست و همچو راح در اینجام کرده اند

آنها که زاهدند ندارند ذوق می

ترک شراب ناب به ناکام کرده اند

در جام می مستیم درد خواره و رندیم دردمند خیال

ما را دوا به جام غم انجام کرده اند

رخش نقش بسته اند

آنگاه از لبش طمع خام کرده اند

از نور سیدم اثر صبح دیده شام

در تار زلف او خبر شام کرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۵مشکلات ما چو حل ، وا کرده اند
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۶این خط نگر که بر رخ جانان کشیده اند
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۷عاشقان درش از درد دوا یافته اند
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۸آتش عشق همان دم که بر افروخته اند
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۹بحریان احوال دریا گفته اند
  6. غزل شمارهٔ ۸۰۰مدام همدم جام شراب باشد رند
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۱تا نگوئی که خواجه مالش ماند
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۲سلطان که بود گدای سید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.