پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۸

همه در بحر بیکران غرقند

چون حبابند این و آن غرقند

غرق آبند و آب می جویند

از ازل تا ابد چنان غرقند

تن ما چون حباب و جان موجست

عشق بحر است و عاشقان غرقند

کشتی ما کجا رسد به کنار

ناخدایان در این میان غرقند

بحر در جوش و باده در کار است

بر چه باشد که بحریان غرقند

هفت دریا درین محیط وجود

دیده ایم و یکان یکان غرقند

رند دریا دلیست سید ما

سید و بنده جاودان غرقند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۰کفر زلف او به ایمان کی دهند
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۱آنها که مقربان شاهند
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۲خلق دنیا مقلد قالند
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۳آتشی از عشق او در بزم ما افروختند
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۴بر هر دریکه رفتیم بر ما روان گشودند
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۵عاشقان از بیش و کم آسوده اند
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۶آفتابی را به مه بنموده اند
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۷کشتگان از دم او زنده شدند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.