پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۷

در دیدهٔ ما نور رخ یار توان دید

یاری که نظر کرد در این دیده عیان دید

خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده

نقاش در این نقش پدید است توان دید

صاحبنظر آن است که در هر چه نظر کرد

در صورت آن شاهد معنیش توان دید

روشن بود آن دیده که در مجلس رندان

چون جام مئی یافت هم این دید و هم آن دید

هر ذره که بینی به تو خورشید نماید

نور بصر ماست هر آن دیده که آن دید

در آینه بنمود جمال و چه جمالی

چون نیک نظر کرد به خود ، خود نگران دید

از نور خدا دیدهٔ سید شده روشن

هر کس که در این دیدهٔ ما دید چنان دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۹چشمم نورت در این و آن دید
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۰نقشش نه خیالی است که در خواب توان دید
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۱به چشم ما جهانی می توان دید
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۲در جهنم خراب می گردد
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۳چارپا در پی علف گردد
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۴دیده عمری به سر روان گردید
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۵گرد میخانهٔ دل به جان گردید
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۶عاشقانی که عشق می بازند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.