پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۸

چشمم نورت در این و آن دید

روشن چشمی که آنچنان دید

غیری نگذاشت غیرت تو

غیر تو چو نیست چون توان دید

تمثال جمال دیدهٔ ما

در جام جهان نما روان دید

دیده نظری ز نور تو یافت

در ذره و آفتاب آن دید

بحریم و حباب عین ما آب

این دیدهٔ ما هم این هم آن دید

از نام و نشان خبر چه پرسی

هر دیده که دید بی نشان دید

این دیدهٔ مست نعمت الله

آن نور به عین آن عیان دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۰نقشش نه خیالی است که در خواب توان دید
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۱به چشم ما جهانی می توان دید
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۲در جهنم خراب می گردد
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۳چارپا در پی علف گردد
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۴دیده عمری به سر روان گردید
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۵گرد میخانهٔ دل به جان گردید
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۶عاشقانی که عشق می بازند
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۷جان و جانان هر دو باهم سرخوشند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.