پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۰

نقشش نه خیالی است که در خواب توان دید

یا ماه هلالی است که در آب توان دید

هر دیده که او مست شد از جام الهی

در شیخ عیان بیند و درشاب توان دید

خورشید جمالش به تو گر روی نماید

آن نور در آئینهٔ مهتاب توان دید

گر بر تو در گنج خزائن بگشایند

آن گنج نهان گشته ز هر باب توان دید

اعیان همه آئینهٔ اسمای الهی است

مربوب توان دیدن و ارباب توان دید

محبوب و محبند همه عالم و آدم

او را به یقین با همه احباب توان دید

گر سید و بنده به هم ای دوست ببینی

نورند که در دیدهٔ اصحاب توان دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۲در جهنم خراب می گردد
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۳چارپا در پی علف گردد
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۴دیده عمری به سر روان گردید
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۵گرد میخانهٔ دل به جان گردید
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۶عاشقانی که عشق می بازند
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۷جان و جانان هر دو باهم سرخوشند
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۸همه در بحر بیکران غرقند
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۹به علی رغم عدو باز زدم جامی چند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.