پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۱

به چشم ما جهانی می توان دید

در این آئینه آنی می توان دید

دل زنده دلان چون زنده از اوست

ببین در دل که جانی می توان دید

خوشی در چشم مست ما نظر کن

که نور او روانی می توان دید

اگر بینی تو رند باده نوشی

دمی بنگر زمانی می توان دید

دل من سوخته است از آتش عشق

از آن داغش نشانی می توان دید

بیا بر چشم ما بنشین زمانی

که بحر بیکرانی می توان دید

بگیر این جام می از نعمت الله

که از نورش فلانی می توان دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷۳چارپا در پی علف گردد
  2. غزل شمارهٔ ۷۷۴دیده عمری به سر روان گردید
  3. غزل شمارهٔ ۷۷۵گرد میخانهٔ دل به جان گردید
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۶عاشقانی که عشق می بازند
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۷جان و جانان هر دو باهم سرخوشند
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۸همه در بحر بیکران غرقند
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۹به علی رغم عدو باز زدم جامی چند
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۰کفر زلف او به ایمان کی دهند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.