پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۵

چشمی که چشمهٔ آب از چشم ما روان دید

در چشم او نیاید هر چشمه ای ، چو آن دید

ای نور دیدهٔ ما در چشم ما نظر کن

کائینه ایست روشن آن رو در او توان دید

ما را اگر بجوئی ما را به ما توان یافت

هر کس که دید ما را می دان که آنچنان دید

جام جهان نمائی است یعنی که این دل ما

هر کو در او نظر کرد مجموعهٔ جهان دید

از عشق اگر نشانی پرسی نشان بگویم

بی نام و بی نشان شد یاری که زو نشان دید

هر ناظری که بنشست در چشم ما زمانی

در بحر دیدهٔ ما دریای بیکران دید

رندی که نعمت الله بیند به چشم معنی

داند که دیدهٔ ما سرخیل عاشقان دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۷در دیدهٔ ما نور رخ یار توان دید
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۸چشمم نورت در این و آن دید
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۹چشمم نورت در این و آن دید
  4. غزل شمارهٔ ۷۷۰نقشش نه خیالی است که در خواب توان دید
  5. غزل شمارهٔ ۷۷۱به چشم ما جهانی می توان دید
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۲در جهنم خراب می گردد
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۳چارپا در پی علف گردد
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۴دیده عمری به سر روان گردید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.