پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۲

نعمت الله باز با ما وا رسید

چون که از ما بود با مأوا رسید

همچو قطره رفته بود از بحر ما

آمد آنجا باز با دریا رسید

مجلس عشقست و ما مست و خراب

کی تواند عقل اینجاها رسید

عشق بالایش بلائی خوش بود

این بلا ما را از آن بالا رسید

موج و دریا چون به هم آمیختند

عین ما گوئی به عین ما رسید

تا سر زلفش پریشان یافتیم

بر سر ما عالمی سودا رسید

داد سید حکم میخانه به ما

منصب عالی چنین ما را رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۴جام می گر به دست ما برسد
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۵چشمی که چشمهٔ آب از چشم ما روان دید
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۶نوریست که آن نور به آن نور توان دید
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۷در دیدهٔ ما نور رخ یار توان دید
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۸چشمم نورت در این و آن دید
  6. غزل شمارهٔ ۷۶۹چشمم نورت در این و آن دید
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۰نقشش نه خیالی است که در خواب توان دید
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۱به چشم ما جهانی می توان دید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.