پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶۳

او را به خود نبینی او را به او توان دید

هر کس که دید او را می دان که آنچنان دید

دیده ندید غیرش چندان که گشت و گردید

خوش دیده ای که او را در غیر آن توان دید

جام جهان نمائی یاری که در نظر داشت

او نور چشم مردم در آینه عیان دید

سرچشمهٔ حیات است این بحر دیدهٔ ما

در چشم ما نظر کن کان بحر می توان دید

حکم ولایت ما منشور حضرت اوست

توقیع آن نبیند هر کس که آن نشان دید

دل دیدهٔ خوشی دید روشن به نور رویش

جانان هر دو عالم در جسم و جان روان دید

رندی که نعمت الله سرمست بیند او را

شاید اگر بگوئی سرخیل عاشقان دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶۵چشمی که چشمهٔ آب از چشم ما روان دید
  2. غزل شمارهٔ ۷۶۶نوریست که آن نور به آن نور توان دید
  3. غزل شمارهٔ ۷۶۷در دیدهٔ ما نور رخ یار توان دید
  4. غزل شمارهٔ ۷۶۸چشمم نورت در این و آن دید
  5. غزل شمارهٔ ۷۶۹چشمم نورت در این و آن دید
  6. غزل شمارهٔ ۷۷۰نقشش نه خیالی است که در خواب توان دید
  7. غزل شمارهٔ ۷۷۱به چشم ما جهانی می توان دید
  8. غزل شمارهٔ ۷۷۲در جهنم خراب می گردد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.